|
شعرهای امیر قاضی پور
|
|
|
|
||||
|
زيره...ب صورتم!بزن! سر آدم گوش قابل تحمل نيست.
يکسر به خاطر عدم مخالفت يکسره تکراری من گلويم، به قالبش گفتم همين ما، در سينه پا،يک فنجان شير پا از دورمن نبود بال مگسی،ازدرون گويی نشنيده ايم
در حقيقت چشم من ضعيف تر است
توی دهان وقتی کتاب شما را خواند من ديده ام اگر کسی مايل است حرفش را بزند
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به: پرستو فروهر غیاب اینجا حجمیسفیدی اندام پرده ای از گوشت - بره های تکرار-
اریب نامت از بالا
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
( به نازنين نادری) به اسم خودش چه می شود؟ "خواهم بود من خواهم بود" هرچه می کاریم پوشیده نیست.
"من روزنامه را می برم به کلمات" علامت به ذهنم نمی رسد . هفت سال به هفت سال تجارت آورده اند، چون درگذشت به اسم خودش ماهی چند بار .حالا سه نفر دیگر. دستگیرم: گفتن شروع : تکرار می کندهفت روز به هفت روز
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
خلوت می شود گاهی که زمین فروشی است لای رفت / می گیرد از فرط یک کلاه
آرام پیش تو را در عکسی جوان اگر دست خودم بود / به اضافه ی آبی . از این دروغ که فرو بردی ، بارها یک رفت به روی ساحل . بالا نمی رود . جان را می گیرد
هم تحریر راه را می برد یک رفت به روی ساحل
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تطبيقی
باازتو بوتيک صوت وتصوير من مشعل مسابقات و کاوه ارابه ران درکتاب شايد يک روزپرهيزازشعارزدگی است بارستوران آقاجون و پايه دوش متحرک نادان:بابا:عادل!...عصربدن...آی برگر! مامان!ماهک!گلچين بکش دست ناتوان دست زور
آسان پوش سارافون سرمه ای که تو راسقف برداشته...نانا! کفش پاياب از همه چی بهتر دوخت - پاياب از همه چی بهتر
سيرسحر،افق نادان...بابا...پيشرو...سوسک!ميزمحرکه چادر برای موادبرتر وکيفيت لذيذتر وقتی مامان به بابا می گه سوپ بالاپوش باز - جداازجنگل هدايت پناه درخت گلابی
نيرو محرکه/که کک ومک از عينک صادق هدايت پاشنه کش کناردست به کفش پاياب از همه بدتر
برگرد! بچشو ميمون گذاشت زير پاش
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من - تو / گرفتن دستم گلدان هم با دندانها گوش نرويد! زجرکش حبه قند اخراجی مولکول قهوه از روی عملههای سال نو ناخنها را کنار در خروجی بگيريم
دست را کلاج خواهر يکی دست مورچهها از غسالخانهها بالای درخت میبوسمش زير ليوان
متفکرها دست و پايش را داده میشود کيفش حاشيه زبری از روی بالشتها
فکر میکنم همه مُردن
میبوسمش فکر میکنم از روی ضميرها نوشتهها برگشت سر مورچهها ی سياهی تمام لباسهای سرتاسری
لابد اسم من از آب نبودی
فکر میکنم همه مُردن
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تير
آدم دوست نداشتم نفر به نفر چشم کار می کردم...سر کار دروسط پاک کرده من از چند کم می شود روی زمين - مرزی - خون کشيده که روی ديروز پاک کرده من حسابم فکرهايش زمين است به اين زودی هاپاک کرده نمی شود!
خنده دار است گوش -کلماتم - را اشغال کرده کار می کرد در هوای راهنمايی گوش کرده در می کردم هوا از شلوغی مرا اشغال کرده گوش می دادم بخوانم می دانستم به اين زودی ها پاک نمی شود
چيزی نبود از سرم پايين تر تار تار ....جان! مرز پاخورش بدجوری درد به سرش می زند
از چند صورت برداشت داريم
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جنبان
هاچ دست چکار کردم و انگار بمب سر نمی يارد اينجور ماشين رو نيست. او پدر هيچ کدام توی داستان های پدر راوی چرخ ها/ بنگ از صندلی :مردی حقی داری سراغی لکه ای يا به آسمان يا به دوستش فکر کنی
مادرش فردا بعدش گفتن: روی فيش معافی تنها ميز ناهار چيده. از چند حرف بعيد. همه روبوسی. در جمله ای می رويم مرد وارد خانه می شود. خانه اما تنها کمکش می داند وقتی الکلی / پله ها رفته بالا در اتاق... کذبه! خون کف دست داستان اول اهل خانه ؟ماشين می خواستی اول جمله ایستاده . اگر اول خودش :آقای راشدی! من پدرم گفتم من(اهل خانه) هر دو همديگر ما شايد اساس قيمت بازار است
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
باغ پاکوتاه سرانبوه کم اندر يک فنجان لب آواز دونفرنيست وقتی پژمرده - آغوش- صدا روشنفکری مرمر ازجايگاه بازه >خزر- کتابی خشک وخالی قدرت پايين اوازباها والا يکی خواهر عکسی يالا مگربخواب بسته چشماش زاغان سبزی گل هاتقديم ميکند
زاغه جيک مورچه های قتل های اين خودی ماهيچه! بی خودی خوشم ميامد
کله گنجشک دمينه هله هوله مورمورداخل پوست سر قبر طاهر -فرشته- آينه ها دستمش بر جلوبگيری ياسمن بعد ناسوری
گاندی اگرهم ازجلوافرازبردارد روپوش چهاردهم لای اسی توپ ساق بگيرد
+
نوشته شده توسط امیر قاضی پور
|
|
|||||
|
|||||