تبليغاتX
جان پرنده ای از حشره های بلند
شعرهای امیر قاضی پور
باغ تو هستم
برعكس ديدم
وقتي كسي مي آيد
مي آيم با يك درخت سيم خاردار
در نوسان آب مي رسم
به مسكنت خشت
دوازده شهادت خون،
كلمه روي خودش
روي درخت انجير
لاله ي گوش، مي خواند: مجهول!
+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  | 

          غيرممكن
درگردنه ها
بر بالاي چند تاول
راه روي در،خطاب مي كند
وقتي مقبره ها منتظر چيزي از گود است
وقتي ناگاه  «دندان»
در ظاهر كاهنده سوال مي كند
نه؟! دستت را باز نكن
آن وقت چه مي توانستم

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  | 

                  دو شعر نقيض
شعر(۱)
تا توي لوله ي توپ ها
و عقب عقب رفتن باد مي شود گوژپشت ها،
در ماه گرفتگي پليكان ها
كم آمده اند

شعر (۲)
از كجا فهميدي هم كلاسي هايم / ديگر هواي اسب شدن
نگاه نكن! ميان دوش تازه
در حيرت بيرون
در عين افتادن            پرنده شد

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  |