تبليغاتX
جان پرنده ای از حشره های بلند
شعرهای امیر قاضی پور

 

گرما به شکلی که گاز می گیرد

در میان یک دسته خوشه ی انگور،

دریچه ی جمجمه

و ظرف چینی.

در خواب " چه صدایی"

فرو رفته عقربه ای.

یک دسته زمین از مقبره

بر صفحه ای از اشیا، پرندگان کوچک

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  | 

یک لیوان آب

چه طورعکس ها باشد

پاروهایم را قایم می کنی

گدایی را  که پس زده ای

شاید لنگه ی دیگری را پیدا کنی

ناخن هایش به سایه ام می آید

یک گیلاس آویزان روی آب

رد خورش نیست

" دریایی  که قایمش می کنی "

بوی ماهی پس می دهد

با خود ببرید به گوشه ی دنج

" درست،هجاهای کمتر "

پیراهنم را دوخته ام

 

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  | 

جدیدت

متوجه نیستی

طور دیگری می نویسد

مجله ی زیر زمینی

یک دیدار خودمونی

گریه بلند می شود

 

تو بشمار

این چند جنسی

مجله ی زیر زمینی

تلاش کن عوضی بمیری

 

+ نوشته شده     توسط امیر قاضی پور  |