|
جان پرنده ای از حشره های بلند
|
||
|
شعرهای امیر قاضی پور |
انحنا از دایره
زبان، خیابان
تنها رخنه
مادام به جای شعر
خالی / دو چندان
انبوهی باطل
مخفف فاصله های
مخفف کتاب
پایانه کودکان ملی
خیزابه های خلیج
بلند و خوشمزه
بادکنکی نابه هنجاراست
هر چند رمید
مدام نفس زدن هایت
" عمیق ترین قرص های مسکن "
دو چشم به سهولت
از نوری به هم می زند
سوت می زند بلند
پوشانده لای موهایش
مثل پرنده ای که دانه بر می چیند
ساعتی بلند - بالا را.
«انفجار گیج گاه»
حل می شود " ما همه مراقب بودیم ".
رگبار بی هوده از گربه های آرام
با چهار پا پلک نمی زند
چشم عقابی
و دندان گرد
مجسمه ی تو، بی حرف شیشه های مربا و ساعتی یقه باز
|
|